ارتباط عرفای اصیل اسلامی با ولایت ائمه علیهم السلام

 

علامه حسن زاده آملی؛

نمی شود و راه ندارد آقا، در اسـلام کسی حکیـم الهی، عـارف الهی و عارف مسلّم باشـد

امّا صاحب ولایت نباشد و در آستانۀ ولایت سر فرود نیاورد و عتبه بوس ولایت نبوده باشد

نمی شود، چون واسطۀ فیض، ولایت است امکان ندارد...

عارف بی ولایت راه ندارد.

ما واسطۀ فیض جز ولایت نداریم نمی شود که انسان به مقامی برسد و ولایت نداشته باشد.

آن جناب یعنی صاحب فتوحات (محیی الدین عربی) علاوه بر آن که در باب ۳۶۶ فتوحات

بخصوص دربارۀ حضرت "بقیه الله" صحبت می کند که با بدن عنصری الآن در عالم هست

و واسطۀ فیض است و دیگر مشخصات ایشان را می فرماید، در چند جای دیگر فتوحات که

من مواردش را پشت فتوحــاتم یـــادداشت کرده ام، می فرمــاید: "من به حضـور آن جنـاب

رسیده ام و به زیارتش نائل شده ام" هر حکیم الهی، هر فرد مؤمن و هر شخص مسلمان

بدون ولایت به جایی نمی تواند برسد. مرحوم علامه طباطبایی چگونه اهل ولایت نباشد که

می بینید در تفسیر قرآنش در هر آیه ای که وارد شده در بخشی فرموده است "بحث روایی"

این بحث روایی یعنی فیوضات و برکات دهن ولایت که "انّما یعرف القرآن من خوطب به"

آنها به اسرار و بطون قرآن آگاهی دارند قرآن را برای ما تفسیر فرموده اند و ما که به

حقایق قرآن آشنایی پیدا کرده ایم، از جوامع روایی است.

در حقیقت جوامع روایی ما تفسیر قرآنند همانطور

که عرض کردم مرتبه نازله قرآننــد، ظلّ قرآننـد، رشح قرآنند، نمــودار قرآننــد و جنـاب علامـه

طباطبایی در کنار سفره ولایت بود، فانی در ولایت بود.در جلسه های وعظ و خطابه که سخن از

مصیبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام پیش می آمد، از حضرت سیّد الشهداء علیه السلام

از شهادت آن بزرگوار و سربازان فداکارش و اسارت اهل بیتش و شهادت ائمه علیهم السلام صحبت

به میان می آمد، چه اشک آتشین عـاشقـانه ای از گوشـه های چشمش جــاری می شـد، فـانی در

ولایت بود. علاوه بر آنکه رساله ای در "ولایت" نوشته است، رساله ای نیز نگاشته است به نام

"شیعه در اسلام". انسانی مثل ایشان دینداری اش به تقلید نیست، من خودم از دین بدر آمده ام و

دوباره دین را پذیرفته ام. اینها مرد تقلید نبودند. شیعه در اسلام نوشته است که شیعه از چه زمانی

پدید آمده است. بعد همانطوری که به برهان پیاده فرموده است، اسلام یعنی شیعه، شیعه یعنی اسلام.

قرآن یعنی علی علیه السلام، قرآن یعنی حسین علیه السلام، قرآن یعنی بقیه الله عجل الله فرجه،

قرآن یعنی ولایت، ولایت یعنی قرآن و قرآن ناطق و قرآن کتاب الله است. اینها هیچ گاه از هم جدا

نمی شوند و هیچ عارفی، هیچ حکیم الهی و هیچ فرد مسلم و اهل قرآن نمی تواند به برهــان دو

دوتا، چهار تا از برهـان ولایت روگردان باشـد، به خصوص که علمای امامیـه اثنی عشــریــه در

کنار سفره ولایت به مقــاماتی رسیده و صــاحب تصنیفـات و تألیفاتی می باشنـد، رکن اعظم آنهـا

ولایت است و بدون ولایت محال است که انسان به جایی برسد و این رشته ســـر دراز دارد...

+ نوشته شده توسط *** در دوشنبه 28 مهر1393 و ساعت 17:50 |

برای دیدن برنامه "مشاهیر"

اینجا

کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط *** در پنجشنبه 24 مهر1393 و ساعت 19:9 |

فوری

 

 

طبق آخرین پیگیری ها، برنامه "مشاهیر" با موضوع "استاد علامه حسن زاده آملی"

امروز (پنجشنبه) تا دقایقی دیگر (ساعت 15 و 5 دقیقه)

از شبکه 5 تهران پخش خواهد شد.

+ نوشته شده توسط *** در پنجشنبه 24 مهر1393 و ساعت 14:52 |

 

فیلم بیانات علامه حسن زاده در اوصاف

حضرت مولی الموحدین، خاتم الوصییین، امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام 

 

اینجا

ببینید

+ نوشته شده توسط *** در یکشنبه 20 مهر1393 و ساعت 8:29 |

 

نماز حضرت علامه حسن زاده آملی را

 

اینجا

ببینید

+ نوشته شده توسط *** در یکشنبه 20 مهر1393 و ساعت 0:37 |

 سبک زندگی عالمان بزرگ اسلامی

رهیافتی بر سلامت معنوی در آیینۀ نگاه و عمل علامه حسن زاده آملی

 

«چکیده»

در مجامع علمي حدود پنج دهه مي گذرد و با وجود مطالعات زيادي که (spiritual health) از طرح موضوع سلامت معنوي تاکنون در اين زمينه انجام شده است، همچنان اتفاق نظري روي تعريف و مؤلفه هاي آن وجود ندارد. اين در حالي است که يکي از ويژگيهاي بارز معارف اسلامي - با قدمتي چند صد ساله- پرداختن به سلامت معنوي مي باشد. گرچه توجه به ابعاد مختلفي که امروزه در سلامت معنوي بيان مي شود، مي تواند ارزشمند بوده و اندکي فراتر از نگاه محدود مادي باشد، لکن پرداختن به سلامت معنوي از نگاه معارف اصيل اسلامي و سيره ي عالمان بزرگ، افقي جديد را در اين حيطه باز خواهد نمود. در اين راستا، اين مقاله به صورت يک مطالعه ي کتابخانه اي و با مرور برخي از کتب علامه حسن زاده آملي، تلاشي است براي ارائه ي تعريفي ساده و کاربردي از سلامت معنوي و مؤلفه هاي آن از منظر ايشان. ره آورد اين مطالعه، سلامت معنوي را همان سلامت نفس (مصطلح در متون فلسفه و عرفان اسلامي) مي داند که عمدتاً رابطه ي متقابلي با سلامت مراتبي از روح (روح بخاري) و نيز جسم سالم دارد. همچنين، سبک زندگي را به عنوان عامل اصلي در سلامت اين مراتب روح و در نتيجه سلامت معنوي مورد توجه قرار مي دهد. بيان مصاديقي از سيره ي علمي و عملي علامه حسن زاده آملي، مؤلفه هاي تأثيرگذار بر سلامت معنوي را ملموس تر نموده است.

نویسندگان:

دکتر باقر لاریجانی/ فرزانه زاهدی/ زینب پور ذهبی/ سمانه تیرگر/ فاطمه میرزایی (لطفی آذر)

 _____________________________________________

 برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط *** در سه شنبه 8 مهر1393 و ساعت 23:55 |

الهی!

ای دادارِ دو سرا!

و ای کردگار عالم و آدم!

همواره سالار و سرورم را محمود و مسعودِ هر دو سرا دار...

(دعای بی نقطه)

برای دیدن طرح در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید

+ نوشته شده توسط *** در دوشنبه 24 شهریور1393 و ساعت 1:10 |

«خُنُک آنان که همنشین توأند...»

 

در نهج البلاغه آمده است که « إنَّ قوماً عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار، و إنَّ قوماً عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبید، و إنَّ قوماً عبدوا الله شکراً فتلک عباده الاحرار»

احرار از بندگی لذّت می برند، از "سبحان ربی الاعلی و بحمده" گفتن لذّت می برند از خلوت ها و وحدت هایشان لذّت می برند، از فکرها و توجّه ها سیر و سلوک معنوی و از شهود عرفانی و ذوقی و وجدانی شان لذّت می برند.

هر یک از ما به منزله جدول ها و کانال ها و نهرهایی است که به دریای بیکران هستی متصل است، بلکه از آنجا مُنشعب است این نهرها باید لایروبی و پاک شوند. اگر می بینید آب جدولی زلال و صاف نیست، طعم و بوی و رنگ بد دارد از این جدول است، از این کانال است وقتی آب به کانال آمده است رنگ گرفته است مثل بارانی که می بارد، صاف و زلال و شیرین نازل می شود امّا وقتی به زمین رسید با گِلها و لای و لجن ها و با گیاهان و اماکن آمیخته شد و حشر پیدا کرد و اُلفت یافت، بر اثر این اُلفت و معاشرتش به رنگ آن خاک و آن نهر و آن گیاه در می آید.

مثلاً اگر زمین شوره زار است می بینیم آب باران شیرین، شور شده است و اگر زمین رنگی دارد و اگر گیاه طعمی دارد، بدان رنگ و بدان طعم درآمده است و الّا خود آب، صاف و زلال به زمین آمده است.

در باب دهم "مصباح الشریعه" آمده است که «و لتکُن صفوتک مع الله تعالی فی جمیع طاعاتک کصفوه المآء حین انزله من السماء» یعنی صفای تو با خدای تعالی در همه طاعات تو مانند صفای آب باشد زمانی که خداوند آن را از آسمان فرو می بارد.

این اشخاص و افراد مثل این کانالها هستند، آنچه که از خداوند است همه صاف و زلال است، او آنچه را که می دهد، همه طاهر و پاک است ما بد پیوند می دهیم، ما بد تلفیق می کنیم، در ما رنگ می گیرد «انزل من السّماء فسالت اودیه بقدرها» این آبِ مُنزل از آسمان، چون به این وادیها رسید، مقدار و حدّ پیدا می کند و رنگ می گیرد.

+ نوشته شده توسط *** در یکشنبه 23 شهریور1393 و ساعت 15:59 |

به مناسبت روز پزشک

 

"طبیب" در میان ابناء نوع خود بدان سعادت و مقام و مرتبت است که به مظهر بودن اسم شریف "مُحیی" که از اسمای بزرگ الهی است، نائل آمده است یعنی طبیب در منظر اعلای مردم اوحدی "عیسوی مشربی" در مدینه فاضله انسانی است که به درمان بیماران احیای نفوس می کند و به پیکر جامعه روح حیات و بقا می دمد علاوه اینکه خود "طبیب" به دو معنی از نامهای نیکوی خداوند سبحان است؛

یک معنی این که لفظ "طبیب" از اسمای کتبی خداوند تعالی مأثور است دوم این که هر کلمه ای از کلمات نوری وجودی اسمی از اسمای تکوینی الهی است، تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

وانگهی خدای را که به "یا شافی" می خوانی و از وی درمان می خواهی چنان است که برزگر از خداوند طلب باران می کند. هر یک از درمان و باران را چنان است که باید از آن اسباب خواسته هر یک فراهم شود، بیمار و برزگر هر دو تشنه آب حیات اند، وجود طبیب برای بیمار به منزلت ابر رحمت برای برزگر است.

 

 

سه تن از استادان من که هر یک از ستارگان قدر اوّل آسمان علوم و معارف بوده اند، آیات عظام حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، حاج میرزا احمد آشتیانی و حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای (رضوان الله علیهم) قانون طبّ بوعلی را تدریس می فرمودند و جناب آقای آشتیانی در آن تبحّری شگفت داشت و می فرمود که قُدما میمون را می شکافتند و با تشریح آن از کالبد انسان خبر می دادند.

نگارنده، چند سال طبّ را در محضر اعلای استاد علامه ذوالفنون شعرانی به همان شیوه کلاسیکی پیشینیان (که نخست قانونچه محمد بن محمود چغمینی و پس از آن شرح اسباب معروف به شرح نفیس و سپس یک دوره کامل تشریح و بعد از آن قانون شیخ الرئیس و در عرض آن کُتب طبّی دیگر متعارف بود و تدریس می شد) تتلمذ کرده است و صحف و رسائل عدیده در طبّ و تشریح و معاجم طبّی از مخطوط و مطبوع به تازی و پارسی و فرانسوی با توفیقات الهی تحصیل کرده است.

استاد در آغاز نخستین جلسه درس قانونچه فرموده است؛

"آقا! در حوزه های علمیه ما کتب طبّ مانند دیگر رشته های علوم تدریس می شد و علمای ما در علم شریف طبّ نیز دست داشته اند. یک عالم دینی در فهم بسیاری از اخبار و حلّ و درک کثیری از مسائل فقهی از قبیل حدود و دیات به طبّ و تشریح آن نیازمند است."

آنگاه انگشت شهادتش را در زیر جانب راست فکّ اسفلش نهاد و به مطایبت گفت:

"آخوند باید به (علم) تشریح آشنا باشد که لااقل بداند مثلاً کلیه او در اینجایش آویزان نیست".

از خاطرات خوشی که در جلسه های درس تشریح در محضر انورش داشته ایم، جلوه گری های خاصّ کریمه "فتبارک الله احسن الخالقین" در مرئی و منظر ما بوده است چنان که خود جناب شیخ الرئیس در پایان تشریح عضل رأس به ذکر همین کریمه تبرّک جسته و به قلم آورده است "فتبارک الله أحسن الخالقین".

+ نوشته شده توسط *** در شنبه 1 شهریور1393 و ساعت 21:41 |

 مرحوم ولایی (رحمه الله علیه)

در بیان حجه الاسلام دکتر محمّد مطهّری (فرزند استاد شهید مرتضی مطهری)

 

 ما در قرآن می خوانیم که « ذکر خداوند آرامش می آورد» ما خُب سالهای سال است که صدای جناب آقای ولایی رو از تلفن می شنویم، من گاهی فکر می کردم که خُب چه طور صدای ایشون برای ما اینقدر آرامش بخش است وقتی با ایشون صحبت می کنیم در موارد زیاد، یعنی گاهی هم مشکلاتی در زندگی پیدا میشه، ما بعد از (به هر حال) دعا و التماس به درگاه خداوند، دیگه بعد با جناب آقای ولایی معمولاً تماس می گیریم، خُب بعد فکر کردم که چه طور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط *** در دوشنبه 30 تیر1393 و ساعت 10:37 |